السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
130
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
هنگامى كه : در تعليل ابن مسعود ( براى محو آن كتابها ) به دقّت بنگريم ، درمىيابيم كه راه شريعت را دنبال مىكند - به ويژه آنكه مطالب را با آب پاك مىسازد و با آتش نمىسوزاند - با تأكيد بر اينكه نيكوترين هدايتها را محمّد آورد و بهترين سخن كتاب خدا مىباشد ، و بدترين امور بدعتهاست . ابن مسعود انگيزهاش را بيشتر آشكار مىسازد با اين سخن كه : « محتواى اين صحيفه فتنه و گمراهى و بدعت است » ، « اهل كتاب پيش از شما بدان جهت هلاك شدند كه به كتابهاى علما و اسقفهايشان روى آوردند و تورات و انجيل را واگذاردند تا اينكه كهنه شد و فرائض و احكامى كه در آن بود ، از بين رفت » . پيداست كه كتابهايى كه نزد ابن مسعود آورده مىشد ، به فرائض و احكام ربط نمىيافت ؛ تنها داستانها و حكايتها و بعضى از اذكار وابسته به افسانهها و خرافهها وزيادهگويىها در آنها تدوين شده بود . از اين رو ، احتمال مىرود كه در اين صحيفه ، قصههاى تميم دارى باشد ( راهب نصرانى كه از عمر خواست اجازه دهد قصهسرايى كند و عمر به او رخصت داد ) « 1 » و ممكن است كتابهايى مشابه آن باشد . در اين سخن ابن مسعود مطلب وضوح وآشكارى بيشترى مىيابد كه گفت : « مردى را سوگند دادهام كه هرجا صحيفهاى را يافت برايم بياورد . به خدا سوگند ، اگر بدانم چنين كتابى در « دَيْر هند » است ، رهسپار آنجا مىشوم » ، « سوگند به آن كه جان عبدالله به دست اوست ، اگر بدانم از اين كتاب در « دَيْر هند » است ، آنجا مىروم ، هرچند با پاى پياده » ، و در نقل ديگر مى گويد : « به خدا قسم ، اگر آن به دار الهند « 2 » -
--> ( 1 ) . المذكّر والتذكير والذكر ( ابن ابى عاصم ) : 63 ؛ كنز العمّال 10 : 280 ، حديث 29445 - 29446 . ( 2 ) . دير الهند ، از آبادىهاى دمشق است و دير هند صُغرى در حيره مىباشد كه هند - دختر نعمان بن مُنذر - آنجا فرود مىآمد ؛ و ديگر هند كُبرى نيز در حيره است ، آن را هند جگر خوار ( دختر حارث بن عمرو بن حُجر ) ساخت ( معجم البلدان 2 : 542 - 543 ) . و گاه مقصود از « دير هند » ، دير هند صُغرى است ( الأغانى 2 : 131 ) . بنا بر همه تقديرها ، مراد از « دار الهند » ، « دير هند » است . به نظر مىرسد منظور ابن مسعود همان دَيْرى مىباشد كه در شام بود ؛ چراكه اين كتابها از شام آورده مىشد ، و از سويى شام از نظر بيانِ دورى مسافت ، رساتر است ؛ زيرا ظاهر اين است كه اين سخنان از ابن مسعود در كوفه برون تراويد ، بدان جهت كه رُوات كوفىاند .